گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
چکیده
زمینه و نوع مطالعه: پوست بهعنوان بزرگترین اندام بدن، نخستین سد دفاعی در برابر عوامل آسیبرسان محیطی محسوب میشود و ترمیم زخم در آن فرایندی پیچیده، پویا و چندمرحلهای است که در نتیجه تعامل هماهنگ سازوکارهای سلولی، مولکولی و بافتی رخ میدهد. کافئین، بهعنوان یکی از پرمصرفترین ترکیبات زیستفعال در جهان، بهدلیل برخورداری از خواص ضدالتهابی و ضددردی در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران حوزه ترمیم زخم قرار گرفتهاست. هدف: با توجه به اهمیت بالینی التیام زخم در پزشکی و دامپزشکی، بهویژه در حوزه جراحی و همچنین مصرف گسترده کافئین در زندگی روزمره، بررسی اثرات مصرف خوراکی کافئین بر روند ترمیم زخمهای جلدی میتواند در توسعه راهکارهای درمانی مؤثرتر حائز اهمیت باشد. روشکار: در مطالعه حاضر، بهمنظور بررسی اثر مصرف خوراکی کافئین بر ترمیم زخمهای جلدی، ۳۰ سر موش صحرایی به سه گروه شامل گروه کنترل و دریافتکننده مقدار ۲۰ و ۵۰ میلیگرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تقسیم شدند. پس از ایجاد زخم پوستی در ناحیه پشتی، نیمی از حیوانات در روز دهم آسانکشی شده و نمونههای بافتی از ناحیه زخم و بافت سالم مجاور جهت ارزیابی هیستوپاتولوژیک جمعآوری گردید. نیم دیگر حیوانات نیز تا روز بیستویکم از نظر بالینی و ظاهری روند ترمیم زخم مورد پایش قرار گرفتند. در ارزیابی هیستوپاتولوژیک، ده شاخص اصلی مرتبط با ترمیم زخم بررسی شد. نتایج: نتایج حاصل از ارزیابیهای بالینی نشان داد که روند جمعشدن لبههای زخم، تشکیل بافت جوانه گوشتی و بستهشدن ضایعه در گروه دریافتکننده دوز بالای کافئین مطلوبتر از سایر گروهها بود. همچنین در بررسیهای هیستوپاتولوژیک، میزان تشکیل بافت جوانه گوشتی و اپیتلیالیزاسیون مجدد در گروه دریافتکننده ۵۰ میلیگرم بر کیلوگرم کافئین بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود، در حالیکه سایر شاخصها اختلاف آماری معناداری نشان ندادند. علاوه بر این، حضور بیشتر ماستسلها در گروه دریافتکننده دوز بالاترکافئین بهصورت توصیفی مشاهده شد که میتواند زمینهساز مطالعات آینده درباره نقش این سلولها در ترمیم زخم باشد. نتیجهگیری نهایی: در مجموع، یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مصرف خوراکی کافئین، بهویژه در دوز بالاتر، میتواند اثرات مثبتی بر برخی مراحل کلیدی ترمیم زخمهای جلدی داشته باشد؛ هرچند انجام مطالعات گستردهتر برای تبیین دقیقتر سازوکارهای اثرگذاری آن ضروری است.